خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (2) کلاس یازدهم انسانی

درس 16: عزّت نفس

بازدید124/8 K
تاریخ بروزرسانی1401/09/29

عزّت و ذلّت

عزّت به معنای «نفوذناپذیری» و «تسلیم نبودن» است. وقتی می‌گویند خداوند «عزیز» است، معنایش این است که کسی نمی‌تواند در ارادهٔ او نفوذ نماید و او را تسلیم خود کند.

واژهٔ «ذلّت» درست مقابل «عزّت» قرار دارد و به معنای نفوذپذیری و مغلوب و تسلیم بودن است.

بنابر تعاریف فوق، «انسان عزیز» کسی است که در برابر مستکبران و ظالمان و همچنین در مقابل هوی و هوس خویش می‌ایستد، مقاومت می‌کند و تسلیم نمی‌شود. او زیر بار عملی که روحش را آزرده کند و او را حقیر و کوچک سازد، نمی‌رود.

«انسان ذلیل» نیز کسی است که در برابر مستکبران و زورگویان تن به خواری می‌دهد و هر فرمانی را می‌پذیرد؛ همچنین تسلیم هوی و هوس خویش می‌شود و هر کاری را که موافق هوی و هوس او باشد انجام می‌دهد، هر چند که آن کار روحش را به گناه آلوده کند.

اکنون باید ببینیم چگونه می‌توانیم صفت دوست داشتنی «عزّت» را در خود تقویت کنیم و از «ذلّت و خواری» دوری کنیم؟

تدبّر در قرآن (صفحهٔ 197 کتاب درسی)

 

در آیات زیر بیندیشید و راه دستیابی به «عزّت» را بیان کنید.

1- مَن کانَ یُریدُ العِزَّةَ فَلِلّٰهِ العِزَّةُ جَمیعًا… [سورهٔ فاطر / 10]
هرکس عزّت می‌خواهد [بداند] که هرچه عزّت است، از آنِ خداست.

2- لِلَّذینَ اَحسَنُوا الحُسنیٰ وَ زِیادَةٌ وَ لا یَرهَقُ وُجوهَهُم قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ [سورهٔ یونس / 26]
برای کسانی که نیکوکاری پیشه کردند، پاداشی نیک و چیزی فزون‌تر است و بر چهرهٔ آنان غبارخواری و ذلت نمی‌نشیند.

3- وَ الَّذینَ کَسَبُوا السَّیِّئاتِ جَزاءُ سَیِّئَةٍ بِمِثلِها وَ تَرهَقُهُم ذِلَّةٌ [سورهٔ یونس / 27]
آنان که بدی پیشه کردند، جزای بد به اندازهٔ عمل خود می‌بینند و بر چهرهٔ آنان غبار ذلت می‌نشیند.

راه پیشنهادی قرآن برای رسیدن به عزت:
1- روی آوردن به خداوند 2- انجام کارهای شایسته 3- دوری از بدی‌ها

راه‌های تقویت عزّت

قرآن کریم و سیرهٔ معصومین راه‌های زیر را برای تقویت عزت نفس بیان می‌کنند:

1- شناخت ارزش خود و نفروختن خویش به بهای اندک

اگر کالای گران‌قیمتی، مانند طلا داشته باشیم، اما ارزش و قیمت آن را ندانیم، به آسانی فریب می‌خوریم و آن را به بهای اندک می‌فروشیم. اما اگر ارزش آن را بدانیم، آن را عزیز می‌شماریم و به قیمت واقعی می‌فروشیم و بهایی برابر با ارزش آن به دست می‌آوریم.

از همین رو خداوند جایگاه ما انسان‌ها را در خلقت بیان می‌کند و می‌فرماید:

ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم… و بر بسیاری از مخلوقات برتری دادیم.

و خطاب به انسان فرموده:

«ای فرزند آدم، این مخلوقات را برای تو آفریدم و تو را برای خودم».

خداوند به انسان وعدهٔ دیدار داده و بهشتی به وسعت همهٔ آسمان‌ها و زمین برایش آماده کرده است. بهشتی که در آن انسان به هر آرزویی که تمنا می‌کند، می‌رسد؛ حتی به آن زیبایی‌هایی که خودش نمی‌شناسد و خدا می‌داند، دست می‌یابد.

آیا بهایی ارزشمندتر از این به ذهن انسان می‌رسد؟ آیا کسی می‌تواند ادعا کند که می‌تواند بهای بالاتری را برای انسان فرض کند؟

امام علی (ع) می‌فرماید:

اِنَّه‌و لَیسَ لِاَِنفُسِکُم ثَمَنٌ اِلَّا الجَنَّةُ فَلا تَبیعوها اِلّا بِها
«همانا بهایی برای جان شما جز بهشت نیست،» پس [خود را] به کمتر از آن نفروشید».

2- توجه به عظمت خداوند و تلاش برای بندگی او

خدایی که خالق تمام هستی است، سرچشمه و منبع همهٔ قدرت‌ها و عزّت‌هاست. او وجود شکست ناپذیری است که هیچ کس توانایی ایستادن در برابر قدرت او را ندارد بنابراین، هر کس به دنبال عزت است، باید خود را به این سرچشمه وصل کند.

امیرالمؤمنین علی (ع) در وصف انسان‌هایی که عزت خود را در بندگی خدا یافته‌اند، می‌فرماید:

«خالق جهان در نظر آنان بزرگ است. از این جهت، غیر خدا در نظرشان کوچک است».

وقتی که انسان به چنین شناخت و ایمانی رسید، به طور طبیعی تسلیم خدا می‌شود، بندگی او را می‌پذیرد و در مقابل غیرخدا عزیز و تسلیم ناپذیر باقی می‌ماند. به همین جهت امیرالمؤمنین از ما می‌خواهد که:

«بندهٔ کسی مثل خودت نباش، زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است».

خود ارزیابی (صفحهٔ 200 کتاب درسی)

 

آیا تاکنون با کسی که عزت و کرامت شما را نادیده گرفته، مواجه شده‌اید؟ چه عکس‌العملی نشان داده‌اید؟
بله، در مقابل این افراد با توجه به آموزه‌های خدا در قرآن سعی کرده‌ام بدی را با بدی پاسخ ندهم و با متانت و سلامت نفس برخورد کرده‌ام تا هم ارزش خودم را حفظ کرده باشم و هم بدون بی‌ادبی و نادیده گرفتن عزّت طرف مقابل با برخوردی مناسب او را متوجه اشتباهش کنم و همیشه لحاظ کرده‌ام که دیگران تا زمانی که من به آنها اجازه ندهم نمی‌توانند من را بیازارند.

اسوه‌های عزت در برابر ستمگران

پیشوایان ما با تکیه بر بندگی خداوند و پیوند با او توانستند در سخت‌ترین شرایط، عزت مندانه زندگی کنند و هیچ گاه تن به ذلت و خواری ندهند.

برای مثال، پیامبر اکرم (ص) هنگامی که در محاصرهٔ طاقت فرسای مشرکان مکه بود و جز حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه و یارانی اندک و فقیر، پشتوانه‌ای نداشت، به بزرگان مکه که به او وعدهٔ ثروت و قدرت و ریاست بر این شهر را می‌دادند، فرمود:

«اگر اینان خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارند، از راه حق دست برنمی‌دارم و تسلیم نمی‌شوم».

نوهٔ گرامی و عزیز آن حضرت، امام حسین (ع)، آنگاه که یزیدیان با بیش از سی هزار جنگجو، ایشان را محاصره کردند و از او خواستند که زیر بار بیعت با یزید برود، فرمود:

«مرگ با عزت از زندگی با ذلت، برتر است.»

حضرت زینب (س)، خواهر شجاع امام نیز پس از تحمل انبوه مصائب و سختی، که یکی از آنها می‌تواند انسان را درهم شکند، در پاسخ به جملهٔ تحقیرآمیز عبید اللّٰه بن زیاد، حاکم کوفه که گفت: دیدی خدا چه بر سر خاندان شما آورد؟ با قدرت فرمود: [در این واقعه] جز زیبایی ندیدم.

تمرین ایستادگی در برابر تمایلات پست

هر انسانی، در درون خود، گاه و بی‌گاه با تمایلات و خواسته‌هایی روبه‌رو می‌شود، که پاسخ مثبت دادن به آنها، عزت نفس را ضعیف می‌کند و انسان را به سوی خواری و ذلت سوق می‌دهد. حالاگر این پاسخگویی ادامه یابد، خواری و ذلت انسان را احاطه می‌کند، به طوری که در برابر هر خواست نامشروع درونی و بیرونی مقاومت نمی‌کند و به سرعت تسلیم می‌شود.

نوجوانی و جوانی بهترین زمان برای پاسخ منفی دادن به این تمایلات گاه و بی گاه است. انسانی که در این دوره سنی به سر می‌برد، هنوز به گناه عادت نکرده و خواسته‌های نامشروع در وجود او ریشه‌دار نشده است و به تعبیر پیامبر اکرم (ص)، چنین کسی به آسمان نزدیک‌تر است. یعنی گرایش به خوبی‌ها در او قوی‌تر است. بنابراین نوجوان و جوان، بهتر از هر آدمی می‌تواند ایستادگی در برابر تمایلات منفی را تمرین کند و عزت نفس خود را تقویت کند.

خود عالی و خود دانی

ممکن است بپرسید ریشهٔ این تمایلات در وجود انسان چیست؟

این سؤال مناسبی است که پاسخ آن می‌تواند راهگشای ما برای رسیدن به عزت و دوری از ذلت باشد. حقیقت این است که انسان دارای دو دسته از تمایلات است:

اوّل: تمایلات عالی و برتر، مانند تمایل به دانایی، عدالت، شجاعت، حیا، ایثار و حُسن خلق، که مربوط به روح الهی و معنوی انسان هستند. ما با رسیدن به این تمایلات احساس موفقیت و کمال می کنیم و از آنها لذت می‌بریم.

دوم: تمایلات دانی، مانند تمایل به ثروت، شهرت، غذاهای لذیذ، زیورآلات و رفاه مادی، که مربوط به بُعد حیوانی و دنیایی انسان است و وقتی به این تمایلات دست می‌یابیم، از آنها لذت می‌بریم و خوشحال می‌شویم. انسان‌ها به طور طبیعی به این قبیل امور میل دارند و علاقه نشان می‌دهند، زیرا اینها لازمهٔ زندگی در دنیا هستند و بدون آنها یا نمی‌توان زندگی کرد یا زندگی سخت و مشکل می‌شود. تمایلات بُعد حیوانی در ذات خود بد نیستند، اما نسبت به بُعد معنوی و الهی، بسیار ناچیز و پایین‌ترند و قابل مقایسه با آن تمایلات نیستند.

پس چه موقع این تمایلات بد می‌شوند؟

آنگاه که انسان، این تمایلات را اصل و اساس زندگی قرار دهد و فقط در فکر رسیدن به آنها باشد و از تمایلات الهی خود غافل بماند. حد و مرز توجه به این تمایلات را خدا می‌داند و خداوند با احکام خود چگونگی بهره مندی از این تمایلات را مشخص کرده تا انسان بتواند در عین بهره مندی از آنها، به رشد و کمال واقعی خود برسد.

از این رو هر انسانی در درون خود با دو دعوت روبه‌روست: دعوت عقل و وجدان یا همان «نفس لوّامه»، که از ما می‌خواهد در حدّ نیاز به تمایلات فروتر پاسخ دهیم و فرصتی فراهم کنیم که تمایلات معنوی و الهی در ما پرورش پیدا کند و آن زیبایی‌ها وجودمان را فرا بگیرند.

دعوت دیگر، دعوت هوی و هوس یا همان «نفس امّاره» است که از ما می‌خواهد فقط به تمایلات بُعد حیوانی سرگرم و مشغول باشیم و از تمایلات عالی و برتر غافل بمانیم.

انسانی که به هوی و هوس پاسخ مثبت می‌دهد و تسلیم می‌شود، قدم در وادی ذلت گذاشته و از راه رشد باز می‌ماند. پس از این مرحله است که وقتی در برابر ستمگران و قدرتمندان قرار گرفت، زیر بار ذلت می‌رود و تسلیم خواسته‌های آنها هم می‌شود.

بنابراین، کسی که در مقابل دیگران تن به ذلت می‌دهد، ابتدا در مقابل تمایلاتِ پستِ درون خود شکست خورده و تسلیم شده و سپس مغلوب زورگویان و قدرتمندان گردیده و تسلیم خواسته‌های آنان شده است.

تحقیقات نشان می‌دهد که اکثر مجرمان و گناهکاران افرادی فاقد عزت نفس هستند یا عزت نفس بسیار پایینی دارند، درحالی که اکثر انسان‌های مفید و نیکوکار جامعه دارای عزت نفس بالایی می‌باشند و کمتر مرتکب گناه می‌شوند.

خود ارزیابی (صفحهٔ 202 کتاب درسی)

 

با توجه به آیات و احادیث و نکاتی که در درس آمده جاهای خالی را تکمیل کنید.
تسلیم و بندگی خداوند ← کسب عزت نفس
احساس حضور در پیشگاه خداوند ← حفظ عزت نفس، دوری از گناه و توجه به خود عالی ونفسه لوامه
غفلت از خداوند ← افتادن در دام گناه و گرفتار شدن به خوددانی و نفس امّاره‌ی به سوء و ذلت نفس
عزّت نفس ← حفظ پیمان با خدا و باقی‌ماندن بر عزم و تصمیم
ذلّت نفس ← شکستن پیمان با خدا و سستی در عزم و تصمیم
فقیری که دارای عزّت نفس باشد گدایی نمی‌کند. گدا، ابتدا خود را حقیر و کوچک می‌کند و سپس گدایی می‌کند. جوانی که عزّت نفس دارد، در برابر شهوت نمی‌شکند.
انسان عزیز در برابر ظلم و ستمگر شکست ناپذیر و در برابر مردم متواضع و فروتن است.

بیشتر بدانیم

خارکِش پیری، با دلقِ درشت

پُشته‌ای خار همی بُرد به پُشت

لنگ لنگان قدمی برمی‌داشت

هر قدم دانهٔ شُکری می‌کاشت

کای فرازندهٔ این چرخ بلند

وی نوازندهٔ دل‌های نَژَند

کنم از جیب نظر تا دامن

چه عزیزی که نکردی با من!

درِ دولت به رُخم بگشادی

تاج عزّت به سرم بنهادی

حدَ من نیست ثنایت گفتن

گوهر شُکر عطایت سُفتن

نوجوانی به جوانی مغرور

رَخشَ پندار، همی راند ز دور

آمد آن شکر گزاریش به گوش

گفتَ ای پیرِ خِرِف گشته خموش

خار بر پشت، زنی زین سان گام

دولتت چیست؟ عزیزیت کدام؟

عمر در خارکشی باخته‌ای

عزّت از خواری نشناخته‌ای؟

پیر گفتا که: چه عزّت زین به

که نی‌ام بر درِ تو بالین نِه

شکر گویم که مرا خوار نساخت

به خسی چون تو گرفتار نساخت

به رَهِ حرص شتابنده نکرد

بر درِ شاه و گدا بنده نکرد

داد با این همه افتادگیم

عزِّ آزادی و آزادگیم

هفت اورنگ جامی

درس 16: عزّت نفس